تبليغاتX
درد دل یک جوان ایرانی
خودکشی
دیگه خسته شدم . می خوام برم یه جای با کلاس خود کشی کنم که اقلا" یه بار لقب با کلاسو بهم بدن . نخند بچه ، چون دیگه باهات شوخی ندارم و مثل قبل نیست که بیای و بگی چه جوک باحالی و کرکر خنده .

به چی دلخوش باشم ؟ ها ؟ به چی ؟ به اینکه آهی در بساط ندارم ؟ به اینکه کاری به درد بخور ندارم و هر جا می رم باید حمال بشم ؟ اینکه به خاطر مادیات دارم عشقمو از دست می دم ؟ به اینکه عرضه قبول شدن تو این کنکور لعنتی رو ندارم ؟ اینکه جوونیم داره می ره و به هیچ جا نرسیدم ؟ اینکه تو زندگی همیشه همه کاره بودم اما هیچ کاره ؟! اینکه ۲۵ سالمه و هنوز سربارم ؟

امید ؟ تلاش ؟ اراده ؟ خودکشی گناهه ؟  هه ! چرته ، تو قصه هاست . مال از ما بهترونه . دیگه هیچیکس واسم مهم نیست چون واسه هیچ کس مهم نبودم . واسه هیچکس .

آره من یه جوون ایرونیم . بدونین ملت . آره ، آبروی جوون ایرونی رو بردم ، اما دیگه به اینجام رسیده . دیگه تصمیم خودمو گرفتم . خواهشا" نیا دلداری بده و نصیحتم کنی . فقط بگو بای برای همیشه ...



نوشته شده در ساعت 8:45 توسط جوان |
درباره ما
ما می خوایم که عاشقونه تا کنیم
خدا رو از ته دل صدا کنیم
حالا هر جوری شده

مامی خوایم شبو به آتیش بکشیم
صبحو با چارقد آبیش بکشیم
حالا هر جوری شده

پس بیائیم اینقدر به تاریکی لعنت
نفرستیم ، شمعی
روشن کنیم !

 Google رتبه درد دل یک جوان ایرانی از نظر
فهرست
صفحه نخست
پست الکترونیک

پست های پیشین
موسی و شبان ؟!!
مامانی من زن می خوام !
خودکشی
بند پ !
وبلاگ یا قاقا لی لی ؟!!
اقلا" این بار الکی ندوئیدم !
پول بهتر است یا ثروت ؟!!
عشق اینترنتی !
یعنی الکی دویدم ؟!!
فاصله بین نسل ها یا افکار ؟!!
sex
این حق این دو جوون ماست ؟!!
عقده ی مدرک !
صاحبنظران برتر این هفته
فلفلی دندون کخی

پای حرف دل جوان

چت با جوان
یاران همیشگی جوان
طراح قالب
شاخصه های کاربری

کاربران آنلاین : نفر