|
مامانی من زن می خوام ! |
||
مامانی : خب فسقلی چی شد که به این فکر افتادی ؟! جوان : بی خیال مامانی ، بی ادبیه ! مامانی : حالا کدوم عجوزه رو می خوای ؟!! جوان : بهاره ! مامانی : اه اه اه اه اصلا" حرفشو نزن ، دختره ی بی ریخت ! می گم بیا سوسن دماغ رو بگیر ؟!! جوان : نه مامانی ، اون که دماغش جارو برقیه ! جوان : مامانی جون ، می گم مامان شمسی خانوم خوبه ؟!! مامانی : اصلا" حرف اون پیر دخترو نزن ، تازه ریش داره ، از اون بدتر ریشش سفیده ! جوان : زن عباس آقا چی ؟ اون خوبه مامانی ؟! مامانی : اون که خودش زن داره !!!!! جوان : شوهر اقدس خانوم چی ؟ اصغر آقای قصاب چی مامانی ؟ الاغ اون مش تقی بودش ، اون چی ؟ اصلا" خودمو بگیرم مامانی ؟!! مامانی : عزیزم مثل اینکه شیرین می زنیا ! جوان : مامانی ، من جیش دارم ! برم جیش ؟!! مامانی : برو عزیزم ! جوان : دیر کردم نگران نشیا ! مامانی : باشه عزیزم ، مراقب خودت باش . قربون قد وبالاش ! بچم بزرگ شده !!!! ادامه حرفهای جوان در این باره - گپی خصوصی با بازدید کننده های ثابت |
||
|
نوشته شده در ساعت 2:41 توسط جوان |
|
|
بند پ ! |
||
در پی سوء برداشتهائی در مورد بند پ ، اینجانب جهت رفع ابهام خود را مسئول دانسته تا خدشه های وارده به این بند اساسی ، که نقش بسزائی در زندگی جوامع بشری ایفا می کند را شفاف سازی نمایم ! تا شاید عواملی که هویت بند پ را به مخاطره می اندازند را رسوا و به سزای اعمال ننگینشان برسانم ! شایسته است که شما خواننده محترم جهت پیشرفت در تمامی مراحل زندگی ، بند های پ را تمام و کمال به کار بندید ، چرا که هر کدام مکمل و لازمهء دیگری می باشد (البته فقط قابل توجه عزیزان خارج از کشور !)
تبصره اول - پول : اول نیش و چشمهای درشتتان را ببندید ! گفتم ببند دیگه ! بی جنبه ! اگر شما مشمول این تبصره قرار گرفتید که گرفتید ، اگر نه ، با استفاده از دو تبصره زیر به راحتی پول را به چنگ آورید ! تبصره دوم - پارتی بازی : در این نوع بازی ، شما به یک همبازی به نام پارتی نیاز دارید ! او را پیدا کرده و با او بازی کنید ! ترجیحا" او را بین اقوام و آشنایان جستجو کنید ! اگر پیدا نشد ، با استفاده از تبصره اول کارتان را راه بیاندازید ! تبصره سوم - پدرسوختگی : در این تبصره شما می بایست همچون مارمولک سیاه آفریقای جنوبی باشید و از هرگونه برخورد احساسی پرهیز نمائید ! لازم به ذکر است که جهت اجرای این تبصره می بایست در حالی که سوت می زنید ، به آسمان بنگرید ، گوئی که ایمان و انصاف و مردانگی و عدالت و ... وجود خارجی نداشته و ندارد ! دقت داشته باشید که این تبصره با همکاری یک پدر سوخته (یا پدربزرگ سوخته ! ) میسر می باشد . این تبصره لازمه ای نداشته ، چنانچه به تبصری پیشین نائل گشتید ، این بند کم کم نمایان می گردد ! جوان - عضو کمیسیون حمایت از بند پ !
تشکر ویژه : لازم می دونم از دوست عزیزم ، نکیسا خانوم تشکر کنم . واسه زحمتی که بابت شعر واسم کشیدن تا بتونم به طور قابل قبولی دکلمش کنم . جهت دریافت متن شعر و یا قطعه با کیفیت این اثر به اینجا مراجعه کنید . |
||
|
نوشته شده در ساعت 8:18 توسط جوان |
|
|
وبلاگ یا قاقا لی لی ؟!! |
||
مش تقی تازه متولد شد و در اوج اونقع اونقع کردن با حرکات سر و گردن و سینه و شکم و قر کمر و ........ و پا به ننش فهموند که ننه من وبلاگ می خوام ! کاری نداریم چرا هیچی نشده شد مشتی ! ننش با مراد خان چت می کنه و با استفاده از تکنولوژی روز دهاتشون واسه مش تقی وبلاگ http://gooz.persianblog.com رو افتتاح می کنن ! حالا مش تقی ما میره دنبال یه لقب عند الخفن که کسی نفهمه این نویسنده خود مش تقی مارمولکه ! یه لقب خاص ، مثل موش پیر ، یا گراز مهربون و یا در قلب منی T+S یا مثلا" Donkey و یا جوان ! تو وبلاگش از کشتی گرفتنش با آفتابه تو زور خونه می نویسه ، از عشقش به سوری که عاشق الاغ باباشه و می گه یا سوری یا بابام ! همچنین از حرکات موزون ننه ی غضنفر می نویسه ! از حرکت متحورانه ننش که به طرز اکشن تو سر باباش می زنه ، از جنگ جهانی چهارم می گه و فواید انرژی هسته ای برای ازدیاد روحیه گوسفندا ! واسه مراد خان تبلیغ می کنه : آموزش تراکتور تضمینی با گواهینامه بین الدهاتی ISO MORAD 2003 با نوشابه ! آخرشم بهش می گم اینجا چه خبره ؟ می گه 4 دیواری اختیاری ، خونه خودمه مفت و مجانی فقط پول کافی شاپ می دم به این غلام مفت خور ، کوفتش بشه ! اگه راست می گی بهم یاد بده چه جوری آهنگ " بی وفا دیگه دوسم نداری " رو تو وبلاگم بذارم چون سوری بهم می گه کیس مناسبی براش نیستم ! اگه ازش جدا شدم التماس می کنم به وبلاگ جدیدم یه سر بزن و نظر بده : تنها تقی دنیا ! اما همون که گفتم یا سوری یا بابام ! |
||
|
نوشته شده در ساعت 8:42 توسط جوان |
|









